السيد الخميني
126
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
زيرا كه گرفتارى تو ، كه حسود و دشمن اويى ، و عذاب و حزن تو براى او خود منفعتى است ؛ مىبيند خود متنعم است و تو از تنعم او معذبى ، اين خود نعمتى براى او مىشود . اگر تو تَنبه به اين نعمت دومىنيز پيدا كنى ، براى تو عذابِ ديگر و فشارِ فكرِ ديگر مىشود ، و او را اين عذابْ نعمتى است ، و همينطور ؛ پس تو هميشه در رنج و غم و فشارى ، و او در نعمت و فرح و انبساط است . و در آخرت نيز حسد تو براى او نفع بخشد ؛ خصوصاً اگر به غيبت و تهمت و ساير موذيات منجر شود كه حسنات تو را به او دهند و تو بيچاره و مفلس شوى و او داراى نعمت و عظمت . اگر قدرى در اين امور تفكر كنى ، البته خود را از اين رذيله پاك مىكنى و نفس را از اين مهلكه نجات مىدهى . گمان مكن كه رذائل نفسانى و اخلاق روحى ممكن الزوال نيست . اينها خيال خامى است كه نفس امّاره و شيطان القا مىكند ، مىخواهد تو را از سلوك راه آخرت و اصلاح نفس باز دارد . انسان تا در اين دار تغيّر و نشئهء تبدّل است ، ممكن است در تمام اوصاف و اخلاق تغيير پيدا كند . و هر چه ملكات محكم هم باشد تا در اين عالم است قابل زوال است ؛ منتها به حسب اختلاف شدت و ضعف ، زحمت تصفيه تفاوت مىكند . البته اوّل پيدايش صفتى در نفسْ با زحمت و رياضتِ كمى او را مىتوان ازاله كرد ، مثل نهال نورسى كه ريشه ندوانيده باشد و متمكن در زمين نشده باشد ؛ ولى بعد از آنكه آن صفتْ متمكن در نفس شد و از ملكات مستقرهء نفس گرديد ، زوالش ممكن است ولى زحمتش زياد مىشود ؛ مثل درختى كه كهنسال شده و ريشه كرده ، زحمت كندنش زيادتر است . تو هر چه ديرتر در فكر قلع ريشههاى مفاسد روحى افتى ، ناچار زحمت و رياضتت بيشتر گردد . اى عزيز ، اولًا مگذار مفاسد اخلاقى يا عملى در مملكت ظاهر و باطنت وارد شود كه اين خيلى سهلتر است از آنكه بعد از ورود بخواهى اخراج آنها كنى ؛ همانطور كه دشمن را اگر نگذارى وارد سرحد مملكت گردد يا وارد قلعه شود آسانتر است دفع آن تا بعد از وارد شدن و برج و بارو را گرفتن در صدد دفع و اخراج برآيى . و اگر وارد شد ، هر چه ديرتر در صدد دفع برآيى زحمتت زياد مىشود و قوهء داخلى رو به نقصان مىگذارد .